تبليغاتX
منتظران آقا

منتظران آقا

منتظران آقا

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1387/12/01ساعت 0:40  توسط علیرضا  | 

روز عرفه

روز عرفه

تا بال به بال عشق بستی*تا هست جهان همیشه هستی

 

روز عرفه، روز شناخت است. عرفه روزي است كه خداي سبحان بندگان خود را به عبادت و اطاعت خويش فرا مي خواند و خوان كرم و احسان و لطف خود را براي آنان مي گسترد و درهاي مغفرت و بخشش و رحمتش را بر روي آنان مي گشايد.
 

 

دل در جوشش ناب عرفه، وضو مي گيرد و در صحراي تفتيده عرفات، جاري مي شود. آن جا كه ايوان هزار نقش خداشناسي است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بيقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسين (ع) شده است. پنجره باران خورده چشم ها از ضريح اجابت، تصوير مي دهد و اين صحراي عرفات است كه با كلمات روحبخش دعاي امام حسين (ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش مي كند. اشك و زمزمه ما را نيز بپذير، اي خداي عرفه.

در اين روز حجاج بيت ا... الحرام با وقوف در صحراي عرفات با خداي خويش به مناجات مي پردازند و دعاي عرفه امام حسين(ع) را قرائت مي كنند.
مسلمانان نيز در گوشه گوشه اين كره خاكي در اين روز همه با هم نجوا كردند:
"خداي من، من به گناهانم اعتراف مي كنم، آنها را ببخش، منم كه بد كردم، منم كه خطا كردم، منم كه تصميم به گناه گرفتم، منم كه ناداني كردم."
مسلمانان با شركت در آيين پرفيض و ملكوتي دعاي عرفه، با ريختن اشك عشق، از معبود خود طلب عفو كرده و براي گناهان گذشته خود از ذات اقدس الهي طلب مغفرت كردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/09/18ساعت 11:23  توسط علیرضا  | 

جزیره خضراء و ارتباطش با مثلث برمودا

جزیره خضراء و ارتباطش با مثلث برمودا

 

                                 Image and video hosting by TinyPic

 

                                                        مثلث برمودا

 

مكان زندگى امام زمان (عليه السلام) كجاست؟ 

 آيا جزيره خضراء صحت دارد و ارتباطش با مثلث برمودا چیست؟

محل زندگى آن حضرت تعيين نشده است، و شايد مسكن معينى نداشته باشد و به طور ناشناس در بين مردم زندگى كنند، شايد هم نقاط دور افتاده اى را براى زندگى انتخاب كرده باشند. در احاديث وارد شده است كه در موسم حج حاضر مى شوند و اعمال حج را به جا مى آورند، ایشان مردم را مى شناسد اما مردم او را نمى شناسند.( [1]- بحارالانوار، ج 52، ص 152، به نقل از دادگستر جهان.) اما در مورد «جزيره ى خضرا» مطالب زيادى نقل شده است و در بين علماى بزرگ و صاحب نظر در اين مسأله اختلافاتى وجود دارد. نتيجه ى جمع بندى ها اين مى شود كه اين مسأله مورد اتفاق همه نيست، زيرا طبق حكايت جزيره ى خضرا ـ كه از فردى به نام على بن فاضل مازندرانى نقل شده است ـ امام زمان (عليه السلام)اولادى دارند كه در جزاير درياى سفيد (بحر الابيض) زندگى مى كنند و با سيد شمس الدين كه خود را از فرزندان امام (عليه السلام)معرفى مى كند ديدار مى نمايد و ... اصل اين حكايت در بحارالانوار، ج 52، ص 159 تا 174 آمده است.

در هر حال دسته اى از علما آن حكايت را صحيح و معتبر دانسته، و عده اى ديگر آن را مجعول و خالى از حقيقت مى دانند و هر دسته براى ادعاى خود دلايلى ذكر مى كنند; عمده ى دلايل مخالفين آن است:

 اولا: اين حكايت سند صحيحى ندارد لذا نمى توان آن را پذيرفت.

ثانياً: در متن حكايت تناقضاتى به چشم مى خورد از جمله اين كه فردى به نام سيد شمس الدين خود را نايب خاص امام زمان (عليه السلام) معرفى مى كند و مى گويد: من آن حضرت را اصلا نديده ام، بعد در جاى ديگر خود سيد شمس الدين مى گويد: من هر روز صبح جمعه براى زيارت امام زمان (عليه السلام) به آن كوه مى روم ...

ثالثاً: در حكايت مزبور ادعا مى شود كه در قرآن تحريفاتى واقع شده است، كه اين حرف با اصول اعتقادى اغلب مسلمانان بويژه شيعيان همخوانى ندارد.

از طرف ديگر كسانى هم خواسته اند جزيره ى خضرا را همان مثلث برمودا معرفى كنند كه اين موضوع با حوادثى كه بعدها رخ داده تكذيب شده است.

در اين باره كتاب هاى مفيدى تنظيم و منتشر شده است كه به نقد و بررسى اين مسأله پرداخته اند. به عنوان مثال مى توان به كتاب «جزيره ى خضرا، افسانه يا حقيقت» نوشته ى سيد جعفر مرتضى عاملى، ترجمه ى ابوالفضل طريقه دار، و يا به كتاب «جزيره خضراء» تأليف علي اكبر مهديپور مراجعه نمود.

 

منظور از مثلث برمودا چيست؟ مى گويند اين مثلث در اقيانوس اطلس قرار دارد و هيچ كس مگر افرادى خاص اجازه ورود به اين محدوده را ندارند و اين جزيره محل زندگى امام زمان و فرزندانش است. آيا اين سخن درست است؟

 مثلث برمودا منطقه‏اى است در شرق آمريكاى مركزى در اقيانوس اطلس شمالى كه چندين كشور مانند كوبا، هاوايى و ده‏ها جزيره ديگر در آن قرار دارند. اين منطقه داراى آثار و جاذبه ‏هاى متعددى است. از ويژگى ‏هاى اين منطقه طوفان خيز بودن آن است. هر ساله در اثر طوفان خساراتى به كشورهاى اين منطقه وارد مى شود. روزنامه ‏ها و مجلات امريكايى در قرن بيستم، دهه 50 - 60 ميلادى براى انحراف افكار مردم امريكا و پنهان كارى عمليات نظامى خود عليه كوبا ده ‏ها افسانه و داستان را درباره اين مثلث ساخته و اسرارآميز بودن منطقه را مطرح كردند. چون در همان زمان امريكا با تقويت ضد انقلابيون كوبا سعى در سرنگونى دولت كوبا داشت و اين داستان‏ها پوشش خوبى براى عمليات انهدام كشتى ‏ها و ضربه زدن به انقلابيون بود؛(1) بنابراين بسيارى از داستان‏ها كه ساخته ‏اند، جعلى است.

برخى ادعا كرده‏اند كه مثلث برمودا، جزيره خضرا است كه امام زمان علیه السلام  در آن زندگى مى كند.(2) اين ادعا مبنى بر گزارش‏هاى على بن فاضل مازندارنى است. وى مدعى شده كه به جزيره خضرا رفته و آن را محل زندگى امام زمان علیه السلام  يافته است. برخى ديگر مانند ناجى نجّار گفته كه مثلث برمودا جزيره خضرا است كه على بن فاضل مازندرانى حدود هفتصد سال پيش به آن جا سفر كرده است. صحت اين ادعا مبتنى بر دو پيش فرض است كه هر دو منتفى است:

يك: جزيره خضرا واقعيت داشته باشد و امام زمان علیه السلام  در آن زندگى كند. اكثر انديشمندان وجود جزيره خضرا را انكار نموده و آن را افسانه خوانده‏اند.(3) علامه جعفر مرتضى مى نويسد: داستان جزيره خضرا نه از نظر سند درست است و نه از نظر متن و به هيچ وجه مجالى براى قبول يا اعتماد و اطمينان بدان وجود ندارد.(4)

دو: امام زمان عج الله فی فرجه  مكان معيّن داشته باشد كه در آن جا زندگى كند، حال آن كه - بر اساس روايات - امام‏زمان مكان معيّن ندارد،اگر چه در برخى روايات آمده است كه حضرت در مدينه واطراف آن زندگى مى كند.(5) در بعضى روايات ديگر به حضور حضرت در مكّه و اطراف آن اشاره شده است.(6) اما  دسته ديگرى از روايات دلالت دارند كه امام زمان عج الله فی فرجه  به گونه ناشناس با مردم حشر و نشر داشته و مكان معيّنى ندارد و مردم او را نمى ‏شناسند.(7)

 از مجموع اين روايت استفاده مى شود كه حضرت مكان معيّن ندارد. بر اين اساس بايد گفت اين ادعا كه امام زمان عج الله فی فرجه  در مثلث برمودا زندگى مى كند، قابل قبول نيست. رفت و آمد در جزيره برمودا براى ديگران امكان‏پذير است و اختصاص به گروه و افراد خاصى ندارد.

پاورقی :

1.  ابوالفضل طريقه دار، جزيره خضرا - افسانه يا واقعيت، از ص 45 به بعد.

 .2جعفر مرتضى، دراسة فى علامات الظهور والجزيرة الخضراء، ص 273.

3. ابوالفضل طريقه دار، همان، ص 211 به بعد.

4. جعفر مرتضى، همان، ص 273.

5. شيخ طوسى، كتاب الغيبه، ص 266.

6. ابراهيم نعمانى، كتاب الغيبه، ص 182.

7. همان، ص 164.

+ نوشته شده در  جمعه 1387/08/17ساعت 9:14  توسط علیرضا  | 

اي كاش نماز عيد فطر را پشت سر مباركت بخوانيم...

عشق داستان دنباله‌داري است كه از زمان حضرت آدم آغاز شده است؛ عشق آدم را از حوا بالا مي‌كشد و حوا را از آدم؛ و اين ماه هم براي عشق بازي است.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/07/10ساعت 8:58  توسط علیرضا  | 

غم هجران مهدی

تو ای تلاطم موج قلوب دریایی

دلم زهجرتو خون شد چرا نمی آیی

تمام گلشن دنیا به چشم خود دیدم

مثال قامت سروت نبود بالایی

قسم به گلبن طه وغنچه نرگس

که غیر یارمبادا به دل تمنایی

به گوش دل چو شنیدم ترنم عشقت

هزار وعده بدادم بجان که می آیی

زمانه تابش مهرتو آرزو دارد

بتاب ای زکریمی سخاتر از طایی

نگاه بیوه زنان ویتیم ومسکینان

به ذوالفقار تو باشد که ظلم بزدایی

تو آن طراوت زیبای فصل بارانی

که با نسیم عدالت جهان بیارایی

تو در نگاه خیالم پرستوی کوچی

خدا کند که بزودی زود باز آیی

طلوع کن از پس ابرسیاهی ای خورشید

مگر که راز حقیقت به نور بگشایی

دلم به مسلخ عشقت چو مرغ بسمل شد

بگیر جان من ای غم که نیست پروایی

گر سرود صبوری مخوان چو فرزانه

گسست رشته ی جان من از شکیبایی

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/07/05ساعت 1:15  توسط مرضیه  | 

نظری نما آقا جان

جز سر کوی تو ای دوست ندارم جائی

در سرم نیست بجز خاک درت سودائی

بر دره میکده و بتکده و مسجد و دیر

سجده آرم که تو شاید نظری بنمائی

نیستم نیست ، که هستی همه در نیستی است

هیچم و هیچ ، که در هیچ نظر فرمائی

عاکف درگه آن پرده نشینم شب و روز

تا به یک غمزه ی او قطره شود دریائی

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/29ساعت 16:2  توسط علیرضا  | 

رمضان مبارک

کاش در اين رمضان لايق ديدار شوم


سحری با نظر لطف تو بيدار شوم


کاش منت بگذاری به سرم مهدی جان


تا که همسفره تو لحظه افطار شوم


 

+ نوشته شده در  جمعه 1387/06/22ساعت 18:34  توسط علیرضا  | 

اهــــــل دل ای نازنین هــایم ســـلام

 

 ســایه تان اینجا همیـشه مســــــتدام

بـا شـما قلـــــبم منـــــوّر می شـــود

 

 حــال من یك حـــال دیــگر می شـــــود

حـــــرف دل ، اینـجا پناهم داده است 

 

 دلـــــــبری قــــــولِ نگـــــاهم داده است

بزمتان ، جــــــانِ مــــــــرا بـر بـاد كـرد

 

حــــــرف دل ، مـــــا را چنین معـتاد كـرد

حـرف دل، پُر گشته از یــــاران عشق

 

گـــونه هـا تـَــــر گشته از باران عشـــق

عــاشــقان مبهوت خالش می شوند

 

مست و شـیدای "وصالش" می شـوند

حـــرف دل با گوش دل بشنیده است

 

 او كـه حـــــق را در درونش دیده است!

روح من را می كشـــــــــاند تا "خیال"

 

 حرف "آدین"، حـــــــــرف آن نیكو خصال

یــــــــــــادم آیــد از صــــــفای بـزممان

 

عـاشـــــــــقی بـا آن هـمه ، همرزممان

یـاد ایــــــّــــــامی قشــنگ افـــتاده ام

 

 بـاز هـم ، من یـاد جـنــــــگ افــتاده ام

روزگـــــــــــاری جمعِ جمعی داشـتیم

 

 بذرعشــق و عاشـــقی می كـاشـتیم

این صـــمیـــمیـــت بجز آنــجا نبــــــود

 

 جـز كـنــــــــارِ ســـــــوله هـا بر پا نبــود

حــــرف دل ، دنیای حرفی آشـناست

 

حرف "پیمــان" و"حسینِ كیمیـــــا"ست

روح و جـــــــانِ بی ریـــــــــایی دارد او

 

حــــــرف هــــــــای كیمیـــــــایی دارد او

حـــــرف دل شـد، محفلِ دلهای صاف

 

محفــلِ "بی معرفت" ، " سیمرغ قـاف"

این "هبـــــــــــــــوطِ" آســمانیها ببین

 

 سینه ایـن كهكشـــــــــــــــــانیها ببین

"بیقـــــــــراران"، بی قـراری می كنند

 

 حــــرف دل را لالــــه كــاری می كــنند

از خــــــــــــدا خواهم بماند برقـــــــرار

 

 او كه گــــاهی می كـند بـر ما گــــــذار

از "غریبسـتان "، صـــدایی می رسد

 

 این صــــــدا حتماً به جایی می رســد

"ناشــــــناسان" ، آشـــــــنایـانِ دلـند

 

 صـاحــــــــبانِ مخـــــــلصِ ایـن منزلــند

می شـــناسـد ناشـــناسی را دلـــم

 

 پـُر شـدست از نـــــام او، ایـن محـفلم

می كند چشم انتظاری ، "سوته دل"

 

 در دیـارِ بی قــــــــــراری ، ســـــوته دل

همرهی درعشق ومستی" گم شدست"

 

 او خــــریـدارِ غـــــــــــمِ مـردم شـــــدست

درد دلــــــهـایـش دلِ دیــــــوانه بُـــــرد

 

 دسـت ما بگـرفت و تـا میـــخانه بُــــرد

آتشی افكــــــــنده بر، این جـــــان ما

 

 حـــــــرف دل از جـــانـبِ یـــــــاران مـــا

در دلـــم غوغا و شور و همهمَه ست

 

 تشـــنه دیدار "عـبدالفـاطـــمَه" ســت

با حضــــــــورش بزمِ داغی می شود

 

 حرف دل ، تمثیلِ باغی می شـــــــود

رو بســــــــــــوی ما نگـــــرداند هــنوز

 

 لایقــش مـا را نمی دانـد هــــــــــنوز!!

ای فـــــــــدای نـــــــــالـه هـــــا و آه او

 

 هـر كــــــــجا باشــد ، خـدا همـــراه او

هم دل و هم دیده بر تــــــــــاراج رفت

 

 روح و جان ، با نكته "حـــــــــلاّج" رفت

"دكـــــتر" آخر می رهاند جانِ خویش

 

عاقبت بگذشـــــــت از عـنوانِ خـویش!

نكته هایش نكته هایی دلكش است

 

 گرچه گـاهی هم ز جنسِ آتش است!

همـرهی دارم كـــه از من دور نیست

 

 نام اوبـا وزنِ شــعرم، جـــــــور نیست!

قصّــــــــــــه همسـنگران را باز خـواند

 

 شعرمن ازوصــفِ نامش"بـاز مـــانـــد"!

قلـــــــــــــــعه ای دارد پُر از راز و رمـوز

 

 سینه ای دارد پـــــــــُر از انـدوه و سـوز

پـا نــــــــهاد اینك بـه بـــازارِ جــــــنون

 

 یـك "نمی دانـم" ز شهرِ آسمــــــــون"

حـــــرف دل ، دارد درونِ سینــــه اش

 

 یك "هُـــدی" و قـــلب چـون آییـنه اش

او كـــــــــــه از غربت روایت می كــند

 

  از جــــــدائی هـا شـكــــــــایت میکند

ای تمــــــــــامِ اهـل دل ، یاری كــنید

 

 ایـن هــــــــدی را هـم نگـــهداری كنید

او از آمریـــــكا به ما دل بســته است

 

 طفلكی شاید كه خیلی خسته است

من نـمی دانم كه این"پانیذ"،كیست

 

 نقـطه چین هـااینهمه،ازبهرِ چیست!؟

لیـــك، انگاری كه خیلی با صفاسـت

 

 چـون كـه بـا یـــارانِ خــوبم آشـناست

روح من دنــــــــبال "عـــــــــبدالله"رفت

 

 تا عــــــــراق و كــــــــــــــربلا بـا آه رفت

ماجــــــــــرایی در دلم پیدا شــدست

 

 كـــــــــربلا نـزدیكِ این دریـا شــدست!

او كـــــه در نزدیـكی آمـــــــال ماسـت

 

 با خبر، تنـــــها خـدا از حــــال مـاست

ای خدا حــــــالم چرا اینــــگونه است

 

 حـــال مـن امشـــب چـرا وارونه است

این دلـم امشــب كــــــبابم می كــند

 

 مثـــــلِ شـــمعی آبِ آبــــم می كـــند

هیچ تفسیری براین احساس نیست!!

 

جز حسیــــن و اكـــبر و عبـاس نیست

ای خــــدا دارم كــــــجایی می شـوم

 

 شـــــاید اینـجا كـــــربلایی می شوم!

ای خـــــــــــــدا ، یاران نگــــهدار از بلا

 

 تـا نگـــــــــــردد دل به هــجران ، مبتلا

پرچـــــــــمِ ایـن حـــــرف دل پاینده باد

 

 یــــــاد آویـنـــــــــی دمـــــادم زنده بـاد

امشــب ای یاران، مــــرا مهمان كنید

 

چاره ای بـرسینــــه ســـــــــوزان كـنید

مســـتِ مســــتِ بـاده نـابم كـــــــنید

 

از دعـــــــــــــــا سیرابِ سیرابم كـــنید

گوشه ای افـتاده مست و باده نوش

در"همین دور و بر" امشب "خـروش"

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/21ساعت 23:13  توسط کاظم  | 

دانلود مولودی به مناسبت نیمه شعبان

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/05/21ساعت 0:1  توسط علیرضا  | 

نیمه شعبان شد و ...

 

محمد بن حسن عسكري (عج) آخرين امام از امامان دوازده گانه شيعيان است...

بسم الله الرحمن الرحيم

 " اللهم کن لوليک الحجـة بن الحسـن صلواتک عليه و علي آبائـه في هذه السـاعه و فـي کل  ساعة ولياً و حافظاً وقائداً وناصراً و دليلاً و عينا حتي تسکنه ارضک طوعا  و تمتعه فيها طويلا "

 
 محمد بن حسن عسكري (عج) آخرين امام از امامان دوازده گانه شيعيان است.  در سامرا به دنيا آمد و تنها فرزند امام حسن عسكري (ع)، يازدهمين امام شعيان ما است. مادر آن حضرت نرجس (نرگس) است كه گفته اند از نوادگان قيصر روم بوده است. «مهدي» حُجَت، قائم منتظر، خلف  صالح، بقيه الله، صاحب زمان، ولي عصر و امام عصر از لقبهاي آن حضرت است.

 

 

تولد امام زمان (عج) پنهان نگاهداشته شد و امام حسن عسكري (ع) خبر آن را تنها به عده اي از شيعيان داده بود. حضرت در سال 260 هـ ق پس از وفات پدر به امامت رسيد. امامت ايشان بنا به حديثهاي بسياري بود كه از پيامبر (ص) و امامان پيشين روايت شده بود. امام زمان (عج) پس از آنكه بر جنازه پدر نماز گزارد از چشم مردمان پنهان شد. سبب پنهان شدن آن حضرت اين بود كه خليفه هاي عباسي تصميم به كشتن او داشتند.

تولد امام زمان (عج):

 

عن ثقه الاسلام الكليني (ره) في الكافي: ولد (ع) للنصف من شعبان سنه خمس و خمسين و مأتين. شيخ اجل محمد بن يعقوب كليني (ره) در كتاب كافي مي گويد: ‌امام زمان (عج) در نيمه شعبان سال ۲۵۵ هجري قمری متولد شدند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/05/20ساعت 21:49  توسط علیرضا  |